ميدانم كه اين روزها آنقدر سوژه براي استرس داشتن دم دست هست كه آدم خجالت ميكشد زنبيل قرمزش را بردارد و نگرانيهاي ريز و درشتاش را همين طوري در آن قرار بدهد و بعد با خودش بياورد خيابان تا غمهاي مشتركاش را فرياد بزند.
استرسها كم نيستند از گرماي هوا بگير تا نيترات لعنتي آب و صد البته ركود عجيب بازار و رجز خوانيهاي گرگهايي كه بيرون از مرزهاي اين گربهي بزرگ هر شب دارند زوزه ميكشند.
اما ميخواستم بگويم دقت كرديد هوا كه گرم ميشود فحشهاي پاپليكمان هم ركيكتر ميشوند؟ نميدانم شايد اصلا تقصير اين گرما نيست كه بد دهن شدن ما دارد پابهپاي ديگر افتخاراتمان پيش ميآيد. اما سعي كنيم فحشهايمان را آپديت نكنيم. چه ايرادي دارد فقط همين يكي را از قافله عقب باشيم. نميگويم نگوييم كه بعد پشت سرمان بگويند يارو فلان بود و از اين حرفها...! اما امروزياش نكنيم كه هر چهقدر داريم پيش ميرويم فحشها و ناسزاهايمان هم دارد بيريشهتر ميشود.
اينها را نوشتم كه بنويسم به زودي ميخواهم نظر دادن در روهان را راحتتر كنم. يعني هيچ اجباري براي نوشتن نام يا ايميل نداشته باشد. راستاش اين توانايي را گذاشتم كه يكسال پيش در نسخهي قبلي روهان شاهد فروريختن حجب و حياي زيادي بودم و اصلا تا يك ماه مانده به راهاندازي روهان جديد نميخواستم گزينه نظر دهي داشته باشم و ميخواستم از طريق ايميل در دسترس باشم.
حالا هم بعد چند ماه با اين روهان جديد بر اساس تحليل آيپيهايي كه به دست آوردم راز جديد و دردناكي را فهميدم و آن اينكه فحشنويسان آدمهاي غريبهاي نيستند يعني خوانندگان محترمي نيستند كه حتا اگر از حرفات خوششان هم نيامده باشد دست كم كار به آلوده كردن واژهها نميكشانند. آنهم به احتمال زياد ممكن است كساني باشند كه هر روز به شما سلام ميدهند و از لذت خواندن نوشتههايتان ميگويند!



